الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
307
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
سرد و براى غم و اندوه ، اشك گرم است ، و از اين جهت در موقع نفرين در حق كسى گويند : « اسخَنَ اللّه عينَه » : خدا چشم او را گرم كند » ( يعنى چشمش از اندوه گريان شود ) . و نيز گفته شده « قرة » از « قرار » است و معنى اين مىشود كه خداوند آنچه مايه سكون و آرامش چشم او است به او عطاء كند ، تا به ديگرى نظر نكند . از مجموع اين سخنان مىتوان به دست آورد كه سرور و ابتهاج و مايه سكون پرهيزگاران در امورات باقى است و زهد و عدم رغبت آنها در امورات فانى . حال ببينيم امور باقى و زوالناپذير چيست ؟ در اين باره سه احتمال ممكن است داده شود و از كلمات شارحين نهجالبلاغه استفاده مىشود : 1 - مراد خداوند متعال است « 1 » يعنى خداوند لايزال كه كُلُّ شَىْء هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ « 2 » او ماندنى است ، و دل به او و محبت او بستهاند ، و به مقتضاى اينكه مُحِبّ به دنبال محبوب است و هر چه او گويد و هر چه او خواهد عمل مىكند ، از اين رو خداوند را براى خودش مىخواهد نه براى ثواب و بهشتش ، او را عبادت مىكند چون او را اهل عبادت يافته است نه به خاطر شوق به بهشت و خوف از آتش جهنمش ، چنان كه مولى المتقين على ( عليه السلام ) يكى از اينها است كه فرمود : « لَمْ اعبده خَوفاً و لا طمعاً لكنّى وَجَدتهُ اهلا للعبادة فَعَبَدْتُه » : « عبادت به خاطر خوف ( از آتش ) و طمع ( به بهشت ) نكردم بلكه او را اهل عبادت يافتم و عبادتش كردم » . « 3 » اينها مقربين درگاه ربوبى هستند ، چنان كه در روايتى آمده كه : حضرت عيسى ( عليه السلام ) به سه نفر گذر كردند كه بدنهايشان نحيف و رنگشان پريده بود ، فرمود : چه به شما رسيده ؟ گفتند : خوف از آتش ، فرمود : بر خداوند است كسانى را كه از او
--> ( 1 ) . اين احتمال را ابن ابى الحديد داده است . ( 2 ) . سوره قصص ، آيه 88 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 10 ، صفحه 157 . .